خداوند آزادی را آفرید و انسان بردگی را.
اطلاعیه:

آزمون 22 دی ۹۶ قلمچی در سایت قرار گرفت.

معلولیت محدودیت نیست

موضوع : مشاوره

گفت و گو با محدثه رئیسی (رتبه ی ۴ کارشناسی ارشد اقتصاد سال ۹۶)

معلولیت محدودیت نیست. به نظر من هر آنچه را که خدا به ما داده باید بپذیریم و شکرگزار نعمت‌های خداوند منان باشیم. شاید از نظر ظاهری و جسمی نواقصی داشته باشم و نتوانم مانند بقیه‌ی افراد سالم جامعه کارهایم را به‌خوبی انجام دهم، ولی این نمی‌تواند مانع رشد و شکوفایی من شود.


محدثه رئیسی زندگی را زیبا می‌بیند. با خودم می‌اندیشم: چرا؟! آیا او با زندگی یا مخاطبانش تعارف می‌کند؟ نه! مدت‌هاست که در جست‌وجوی معنای زندگی فراتر از مباحث خرد و کلان فلسفی، پای صحبت محدثه و محدثه‌ها نشسته‌ام و به تجربه آموخته‌ام که برای درک بهتر موفقیت افراد، عقلانیت ابزاری پاسخگو نیست. در این مواقع گویا چاره‌ای جزء توسل به شهود نداریم و این مهم بدون استمداد از احساسات انجام نمی‌شود. وقتی به چشمانش نگاه می‌کنم و لحن صدایش را می‌شنوم ناخودآگاه باورش می‌کنم. محدثه رئیسی راست می‌گوید؛ بدون تعارف و رودربایستی.

او زندگی را زیبا می‌بیند، چرا که آن را می‌سازد یا بالعکس! موضوع اما چیز دیگری است. بله! موضوع در نقطه‌ی دیگری آرام به انتظار ما نشسته است؛ تسلط! تسلط بر زندگی و فرآیندهای روزمره‌ی آن نقطه‌ی کانونی اندیشه‌ای است که محدثه رئیسی آموخته است و در این گفت‌وگو با هوشمندی و تواضع با خوانندگان نیمکت در میان می‌گذارد. به چشمانش نگاه کنید و صدای گرم و با صلابتش را از لابه‌لای این سطور بشنوید.

  • لطفاً به طور خلاصه خودتان را معرفی کنید.

محدثه رئیسی ورکانی هستم متولد ۷۳ در تهران. مدرک دیپلمم را در رشته‌ی ریاضی و مدرک کارشناسی خود را در رشته‌ی اقتصاد بانکداری از دانشگاه شهید بهشتی دریافت کردم. اکنون در مقطع کارشناسی ارشد رشته‌ی اقتصاد و گرایش توسعه‌ی اقتصادی و برنامه‌ریزی در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل هستم.

  • چرا رشته‌ی اقتصاد را انتخاب کردید؟

من در ابتدا با رشته‌ی اقتصاد آشنایی نداشتم. چون در دبیرستان درسی به نام اقتصاد نداشتیم، اما چون شنیده بودم که این رشته در آینده بازار کاری خوبی دارد آن را انتخاب کردم. البته به‌محض ورود به رشته‌ی اقتصاد به آن علاقه‌مند شدم تا جایی که تصمیم گرفتم برای مقطع کارشناسی ارشد هم این رشته را ادامه دهم.

  • برای کارشناسی ارشد چگونه برنامه‌ریزی کرده بودید؟

چون هر ترم درس‌ها را دنبال می‌کردم برای کنکور ارشد مشکل جدی نداشتم. تابستان قبل از کنکور درس‌های اصلی مثل خرد و کلان را خواندم و سه ماه قبل از کنکور هم بقیه‌ی درس‌ها و تست‌های کنکورهای سال‌های پیش را کار کردم و درواقع بر آن‌ها مسلط شدم. خوشبختانه پس از تلاش و کوشش کافی توانستم در کنکور قبول شوم.

  • درباره‌ی فعالیت‌ها و موفقیت‌هایتان بگویید.

در دوران کارشناسی در رشته‌ی اقتصاد نفر دوم دانشکده بودم. سال سوم کارشناسی بود که برای شرکت در المپیاد انتخاب شدم ولی متأسفانه نتوانستم رتبه‌ای کسب کنم، اما توانستم در کنکور ارشد با رتبه‌ی ۴ قبول شوم و به دلیل علاقه‌ای که به دانشگاه تهران و گرایش توسعه‌ی اقتصادی و برنامه‌ریزی داشتم، وارد دانشگاه تهران شدم.

  • با توجه به شرایطی که داشتید، مقاطع مختلف تحصیل برای شما چطور بود؟ از برخورد دیگران با شما در محیط‌های آموزشی بگویید.

از آنجایی که من معلولیت جسمی- حرکتی دارم در دوران ابتدایی مادرم و بعد از آن پدرم تاکنون زحمت بردن من به مدرسه و دانشگاه را کشیده‌اند. در واقع من تمام موفقیت‌های زندگی‌ام را مدیون زحمات پدر و مادرم هستم. امیدوارم بتوانم روزی زحماتشان را جبران کنم.

در مورد برخورد دیگران هم باید بگویم دیگران همیشه برخوردشان با من خوب بوده است. کلاس‌هایم در مدارس و دانشگاه معمولاً در طبقات پایین که پله‌اش کمتر بود یا اصلاً نداشت، برگزار می‌شد. اگر هم در طبقات بالا بود، پدرم زحمت می‌کشیدند و مرا به طبقه بالا می‌بردند.

  • دوست دارید درباره‌ی معلولیت صحبت کنید؟

معلولیت محدودیت نیست. به نظر من هر آنچه را که خدا به ما داده باید بپذیریم و شکرگزار نعمت‌های خداوند منان باشیم. شاید از نظر ظاهری و جسمی نواقصی داشته باشم و نتوانم مانند بقیه‌ی افراد سالم جامعه کارهایم را به‌خوبی انجام دهم، ولی این نمی‌تواند مانع رشد و شکوفایی من شود. باید سعی کنم از بقیه‌ی اعضا و افکارم استفاده کنم و برای جامعه‌ام که در آن زندگی می‌کنم، فرد مفیدی باشم، نه اینکه سربار جامعه باشم تا دیگران برایم تصمیم بگیرند. سرنوشت من دست خودم است و تلاش می‌کنم از راه درس خواندن به مرحله‌ای برسم که در آینده بتوانم گره‌ای از مشکلات جامعه بگشایم و فردی مفید و کارآمد باشم. ما نباید به خودمان نگاه کنیم و مشکلات خودمان را در نظر بگیریم، بلکه باید جامعه و مشکلات جهان را ببینیم و برای آن برنامه‌ریزی کنیم.

  • زندگی را چطور می‌بینید؟

زندگی از نظر من زیباست؛ چون به دست‌ها و پاهای ناتوانم فکر نمی‌کنم، بلکه از افکار مثبت و خلاق خودم استفاده می‌کنم و زندگی را می‌سازم.

  • از کسانی که در زندگی شما و موفقیت‌هایتان نقش پررنگی داشته‌اند برایمان بگویید.

در دوران تحصیل از تشویق‌های خانواده‌ام برخوردار بودم. پدر و مادرم خیلی به من کمک کردند، به‌طوری که هنوز هم مرا یاری می‌کنند. از هر دو آن‌ها تشکر می‌کنم. علاوه بر آن مدیران و استادان نیز در راه تحصیل مشوق من بوده‌اند که قدردان آن‌ها نیز هستم.

  • همه‌ی ما زمانی دچار خستگی می‌شویم و افراد در این‌گونه موارد واکنش‌های متفاوتی دارند. شما در این مواقع چه می‌کنید؟

زمانی که احساس خستگی می‌کنم با خود خلوت کرده و به کسانی فکر می‌کنم که پله‌های ترقی را طی کرده و به‌جایی رسیده‌اند و برای جامعه فردی مفید و کارآمد هستند. پس بر خستگی خود غلبه کرده و برای آینده تلاشم را بیشتر می‌کنم.

  • برای آینده چه برنامه‌ای دارید؟ به چه شغلی علاقه‌مندید و برای آن برنامه‌ریزی کرده‌اید؟

هدفم این است بتوانم تحصیل در مقطع دکترا را ادامه دهم و به مرحله‌ای برسم که بتوانم برنامه‌ریزی اقتصادی داشته باشم تا کمکی به شکوفایی اقتصاد کشورم بکنم و همه‌ی مردم احساس امنیت شغلی داشته باشند. برای خودم شغلی نمی‌خواهم، بلکه معتقدم باید شغل‌های زیادی را ایجاد کنیم تا جامعه‌ای امن، سالم و کارآمد داشته باشیم.

  • در پایان صحبت‌هایتان اگر حرفی باقی‌مانده، برایمان بگویید.

ما باید در هر مقطعی که هستیم برای سربلندی مملکت و جامعه‌مان تلاش کنیم. با یکدیگر همفکری کنیم و در تمامی زمینه‌ها و مقاطع تحصیلی پایه‌گذار و طراح فکری نو باشیم.

 

منبع: هفته نامه نیمکت
 ازمون های ازمایشی گزینه دو و قلمچی در سایت بصورت مرتب قرار میگیره در صورت تمایل می تونید رایگان از دسته بندی سایت دانلود کنید.موفق باشید

برچسب ها
0 تا کنون ثبت شده است
تمام حقوق مادی و معنوی و طرح قالب برای "فرادبیر | کنکور | نمونه سوال" محفوظ است و هر گونه کپی برداری خلاف قوانین می شود. سئو و بهینه سازی توسط : فرادبیر